بیوسکیوریتی در سطح فارم و بیماری لکه سفید در میگو

بیوسکیوریتی در سطح فارم و بیماری لکه سفید در میگو

مقدمه

صنعت میگو تامین قسمتی از پروتئین مورد نیاز بشر را به‌عهده داشته و برای اهالی این صنعت سود اقتصادی ایجاد می‌کند. بیماری‌های میگو که در اثر ویروس‌های بیماریزای خطرناک مانند لکه سفید (WSSD)، ویروس Yellow Head و ویروس Taura Syndrome ایجاد می‌شوند، سودآوری پرورش میگو را در بسیاری از نقاط جهان به خطر انداخته‌اند.

اعتقاد بر این است که سرایت این ۳ بیماری مهم اقتصادی به بسیاری از کشورها، از طریق گله‌های آلوده میگوی زنده  بوده است. بیماری لکه سفید (WSD) یک بیماری با گسترش جهانی در سخت پوستان است. از هنگام اولین ظهور آن در سال ۱۹۹۳ در چین و ژاپن، بیماری به سرعت گسترش یافته و سایر کشورهای آسیایی و آمریکایی را در برگرفته است. در آسیا ابتدا ویروسYellow head  (YHV) از سال ۱۹۹۲ و سپس ویروس لکه سفید (WSSV) از سال ۱۹۹۳ سالانه حدود یک میلیارد دلار برای صنعت پرورش میگو ضرر اقتصادی مداوم ایجاد می‌کنند.

 

شکل شماره ۱

گسترش ویروس wssw در جنوب آسیا. این ویروس در طی چند سال از منبع آن در تایوان در کل منطقه گسترش یافت.

در صنعت میگو اجرای استراتژی مدیریتی علمی و رعایت اصول بیوسکیوریتی در سطح استخر، مزرعه، کشوری و منطقه‌ای، اهمیت فزاینده‌ای در رسیدن به موفقیت پیدا کرده است.

بیوسکیوریتی عنوان جدید برای یک مفهوم قدیمی است. تنها یک تعریف برای بیوسکیوریتی وجود ندارد ولی می‌تواند به این شکل تعریف شود: مجموعه ای از روش‌های علمی استاندارد پذیرفته شده جهت جلوگیری از ورود پاتوژن‌ها به فارم و میزبان و در مقیاس وسیع‌تر محدود کردن استقرار و گسترش پاتوژن‌ها.

برخی از مفاهیم مهم در بیوسکیوریتی عبارتند از: شناسایی راه‌های ورود پاتوژن‌ها، قرنطینه و مراقبت از میزبان‌هایی که به سیستم وارد می‌شوند، ضد عفونی نقاط کنترل بحرانی (ccp) و شناسایی فاکتورهای خطر که برای استقرار و گسترش پاتوژن مناسب می‌باشند.

بنابراین یک سیستم دارای امنیت زیستی (Biosecure system) برپایه گله‌های عاری از پاتوژن قرار دارد          (Sepcific Pathgen free=SPF) و شامل سیستم بسته‌ای است که تعویض آب در آن کمتر صورت می‌گیرد. در این سیستم آب به‌صورت چرخشی مورد استفاده مجدد قرارگرفته و استراتژی‌های مدیریتی جهت کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها اجرا می‌گردد.

تقریبا همه پرورش دهندگان مایلند یک سیستم دارای امنیت زیستی داشته باشند. به هر حال میزان قابل اجرا بودن اصول بیوسکیوریتی در یک فارم تا اندازه زیادی بستگی به نوع فارم و شیوه پرورش دارد.

اجرای بیوسکیوریتی در فارم‌های گسترده با سیستم باز مشکل است. سیستم‌های پرورشی باز با تعویض آب منظم که همراه کنترل کم روی ورود پاتوژن‌ها و حاملین می‌باشد هنوز در آسیا سهم عمده‌ای از میگوی پرورشی را تشکیل می‌دهند.

مفهوم «علت بروز بیماری»

بیماری هنگامی رخ می‌دهد که «علت کافی» برای آن وجود داشته باشد، بویژه در مورد بیماری‌های عفونی اجزاء تشکیل دهنده این «علت کافی» شامل حضور پاتوژن (علت لازم) و در کنار آن اجزاء دیگری است که از آنها به‌عنوان فاکتورهای خطر (Risk Factors) یاد می‌شود.

با استفاده از روش‌های اپیدمیولوژی شناسایی فاکتورهای خطر در شیوع بیماری‌ها در سطح استخر و فارم مقدور گردیده است. اجرای این استراتژی‌ها در جهت به حداقل رساندن یا حذف فاکتورهای خطر و کاهش خطر شیوع بیماری می‌باشد.  روش‌های اپیدمیولوژی جهت شناسایی فاکتورهای خطر در سطح استخر جهت پیشگیری از شیوع بیماری‌های میگو (از جمله لکه سفید) همراه با گسترش آبزی‌پروری در حال گسترش و پیشرفت می‌باشد.

ویروس‌های بیماریزای خطرناک اغلب موجب شیوع بیماری شدید و تلفات در پرورش میگو می‌شوند. در مواجهه با این بیماری‌ها که بسیار شدید، عفونی، غیرقابل درمان، دارای توانایی انتقال عمودی و میزبان‌های متفاوت می‌باشند و صنعت میگورا تهدید می‌نمایند، رعایت اصول بیوسکیوریتی بسیار مهم می‌باشد.

کلیه بیماری‌های سخت پوستان که توسط OIE لیست شده اند در این دسته قرار می‌گیرند. رعایت اصول بیوسکیوریتی از این جهت اهمیت دارد که این عوامل بیماری‌زا نه تنها خارج از استخر و مزرعه نگه داشته شوند بلکه حتی به کشور و منطقه نیز راه نیابند.

برای مثال استرالیا با رعایت سخت و محکم اصول بیوسکیوریتی با قرنطینه و صدور گواهی سلامت، بسیاری از عوامل پاتوژن را به صورت موفقیت آمیزی، از کشور خود دور نگه داشته است. در صورتی که پاتوژن‌های خطرناک وارد منطقه شده و بومی شوند، خارج کردن آنها از سیستم‌های پرورشی (به ویژه سیستم‌های باز) تقریبا غیرممکن است.

بنابراین پیشگیری از بیماری‌های ناشی از پاتوژن‌های خطرناک تنها با رعایت سخت و محکم اصول بیوسکیوریتی در همه سطوح ممکن می‌باشد. از آنجائیکه هدف اجرای بیوسکیوریتی ممانعت از ورود پاتوژن به فارم و میزبان می‌باشد لذا شناخت پاتوژن، حاملین و راه‌های ورود آن امری ضروری است.

اصول بیوسکیوریتی جهت پیشگیری از ورود پاتوژن

حاملین محتمل پاتوژن شامل میزبان‌های آلوده (مانند تخم‌ها، مولدین، حاملین، میزبان‌های واسط و میزبان‌های مخزن)، حاملین بیولوژیک غیرمیزبان (پرندگان، حشرات، سگ‌ها، شکارچیان و انسان) و ناقلین بی جان (آب، وسایل نقلیه، سطل‌ها، کفش‌ها، تورها، البسه) می‌باشند.

حاملین پاتوژن قادرند از طریق آب، هوا و نقل و انتقال زمینی وارد فارم شوند. انتقال از طریق آب آلوده (فاضلاب استخرهای آلوده یا کارخانجات عمل آوری) و میزبان‌های طبیعی موجود در آب می‌باشد. انتقال از طریق هوا   (شامل پرندگان مهاجر، حشرات، باد) بویژه در سیستم باز پرورشی اهمیت دارد. انتقال زمینی (مانند انسان، حیوانات، خودروها و وسایل پرورش) اغلب مهمترین راه ورود یک پاتوژن به سیستم می‌باشد.

روش‌های بسیاری برای جلوگیری از ورود پاتوژن و حاملین آن به فارم و استخر وجود دارد. جهت به حداقل رساندن ورود پاتوژن‌ها «از طریق آب» باید به موارد زیر توجه شود:

- انتخاب محل مناسب جهت پرهیز از منابع آبی آلوده

- سیستم بسته

- کاهش استفاده از روش تعویض آب

- بهبود کیفیت آب

- وجود فیلترهای مناسب در نقاط ورودی آب

- استفاده از ضدعفونی کننده‌ها

- استفاده از آبهای سطحی و زیرزمینی

*خطر انتقال پاتوژن‌ها «از طریق هوا» را به شیوه‌های زیر می‌توان کاهش داد:

- محل فارم از سایر فارم‌ها و محل‌های دفع زباله دور باشد

- روی استخرها پوشیده باشد

- کنترل پرندگان و بستن راه‌های ورود آنها

- کنترل حشرات

*جهت پیشگیری از انتقال پاتوژنها « از طریق زمینی» به موارد زیر توجه شود:

- مراقبت از میزبان‌های مورد استفاده

- محدود کردن دسترسی با فنس کشی

- اجرای قوانین بهداشتی جهت بازدید کننده‌ها، کارگران (حوضچه‌های ورودی، لباس کار مناسب، آموزش

رعایت بهداشت دست و وسایل نقلیه وحوضچه  ضدعفونی)

- محدود کردن نقل و انتقال لوازم پرورش (تور، سطل،هواده و غیره)

- محدود کردن انتقال حیوان زنده پرورشی بین استخرها و مزارع

اجرای قوانین محکم بیوسکوریتی در سطح مزرعه ممکن است گران تمام شود و جهت مزارع پرورشی با سیستم باز به صرفه نباشد. شناسایی و تعیین خطر نسبی حاملین مختلف پاتوژن‌ها و راه‌های ورود پاتوژن به سیستم از طریق مطالعات اپیدمیولوژیک موجب می‌شود که در ابتدا خطرات اصلی شناسایی شده و اجرای اصول بیوسکوریتی در مواجهه با آنها مقرون به صرفه گردد.

بیوسکیوریتی عملا هنگامی در سطح فارم اجرا می‌شود که هم تاثیر آن در پیشگیری از بیماری برای صاحب فارم آشکار شود و هم مقرون به صرفه باشد.

بیوسکوریتی در سطح فارم و ویروس لکه سفید (wssv)

مطالعات زیادی در این زمینه صورت گرفته است. پرورش دهندگان میگو در سراسر جهان که از wssv آسیب دیده اند در جستجوی پاسخ سوالات زیر هستند:

- آیا می‌توان از ورود wssv به استخر جلوگیری کرد؟

- اگر ویروس وارد استخر شد آیا می‌توان  از شیوع WSD جلوگیری نمود؟

- اگر بیماری رخ دهد، آیا می‌توان از گسترش آن ممانعت نمود؟

CORSIN و همکاران روی این موضوع مطالعه کرده و در اینجا مطرح می‌کنند که چگونه رشد و گسترش بیوسکیوریتی می‌تواند فشار WSD را محدود کند.

پیشگیری از ورود wssv

wssv در میگوی پرورشی ممکن است از طریق پست لارو یا مراحل دیگر رشد، میگوهای بیمار یا مرده یا حتی صید شده در مواجهه با میگوهای سالم، بروز یابد. همچنین wssv در بسیاری از گونه‌های سخت پوستان وحشی و سایر حاملین در خارج یا داخل استخر قبل یا بعد از آماده سازی استخر نیز می‌تواند وجود داشته باشد. در بسیاری از کشورها جهت جلوگیری از ورود wssv به فارم و استخر به موارد زیر توجه می‌شود:

- آماده سازی استخر به منظور حذف پاتوژن‌ها و حاملین آن‌ها

- ضد عفونی و سالم سازی آب در استخرهای ذخیره با هدف غیر فعال کردن ویروس آزاد و کشتن حاملین ویروس

- فیلتراسیون آب ورودی با هدف جلوگیری از ورود حاملین

- اجرای سیستم بسته به منظور جلوگیری از آلودگی با فشار آب ورودی

-کاهش تعویض آب

استراتژی‌های محدودی در محل جهت پیشگیری از انتقال زمینی وجود دارد. فنس کشی اطراف فارم، حوضچه‌های ضدعفونی جهت چکمه و اتومبیل‌ها و برنامه‌های ضد عفونی که در کشورهای آسیایی کمتر اجرا می‌شوند.

هنگام ذخیره سازی پست لارو، باید به سلامتی آن توجه ویژه شود و با تست‌های غربالگری مانند PCR از سلامت آن مطمئن شد. در بسیاری کشورها تخم‌های میگو نیز آزمایش می‌شوند. غذای پلت نیز می‌تواند حاوی DNA ویروس باشد ولی اغلب غذا منشاء عفونت نبوده است.

شواهد زیادی دلالت بر این دارند که ممکن است نتوان کاملا از ورود WSSV به مزرعه یا استخر پیشگیری کرد ولی می‌توان احتمال آن را به حداقل رساند. بسیاری از این روش‌ها در کاهش خطر شیوع WSD مفید می‌باشند. ذخیره سازی پست‌لارو سالم بویژه در سیستم‌های متراکم اهمیت فوق العاده‌ای دارد.

ممانعت از گسترش عفونت WSSV

صیدهای موفقیت آمیزی در حضور WSSV انجام شده است و یا حداقل در برخی مزارع، بیشتر استخرهای صید شده WSSV مثبت بوده اند. برخی از دلایل محتمل به شرح زیر می‌باشد:

- بار ویروسی پایین و شیوع کم آن در پست لاروها

- کم بودن نسبی تماس و انتقال (مثلا تراکم پایین)

-کم بودن استرس (کیفیت بالای آب و غذا، تمیز بودن کف استخر)

- سیستم پایش (Surveillance) مناسب

- تشخیص سریع و اقدام آگاهانه

توجه به این موارد ما را به این حقیقت رهنمون می‌سازد که می‌توان از شیوع WSD حتی در حضور پاتوژن جلوگیری نمود. هنگامی‌که میگوهای بیمار و مرده در استخر ظاهرمی‌شوند پیشرفت و شیوع WSD تسریع می‌شود. انتقال می‌تواند از طریق خورده شدن میگوی مرده نیز صورت گیرد. در بررسی Wu و همکاران در سال ۲۰۰۱ مشخص شد که خوردن میگوهای مرده و بیمار (کانی بالیسم) عمده‌ترین راه انتقال در داخل یک استخر می‌باشد.

جدا کردن سریع میگوهای بیمار و در حال مرگ، استفاده از کیت‌های تشخیص فارمی، دفع مناسب میگوهای مرده می‌تواند از شدت بیماری در فارم بکاهد. با استفاده از روش‌های معتبر شناسایی در فارم، پرورش دهنده می‌تواند با یک تصمیم آگاهانه، جهت صید  اورژانسی یا کشتن گله اقدام کند. با این اقدام‌ها از تبدیل استخر آلوده به «استخر پاتوژن» و خطری برای استخرهای دیگر جلوگیری می‌شود. علائم بالینی اغلب اختصاصی نیستند و اتکا به علائم بالینی جهت تصمیم گیری می‌تواند موجب خطا شود.

به هر حال روش‌های موثر جهت جلوگیری از شیوع WSD وجود دارد که می‌تواند جهت جلوگیری از شیوع WSD کمک نماید.

محدود کردن تاثیر WSD

در WSD درمان یک گزینه قطعی نمی‌باشد. واکنش سریع و کنترل تنها پس از شیوع مطرح می‌باشند. واکنش سریع کمک می‌کند تا از گسترش بیماری به استخرهای دیگر، مزارع دیگر در منطقه و محیط زیست جلوگیری شود.

هنگامی‌که بیماری شیوع پیدا می‌کند، مزرعه آلوده تبدیل به منبع پاتوژن می‌گردد. جدا کردن مزرعه، پوشاندن استخرها، اجتناب از رفت و آمد به مزرعه آلوده، خارج کردن میزبان‌های آلوده و برنامه‌های ضد عفونی به جلوگیری از انتشار عفونت کمک می‌کنند.

تلاش‌های دیگر در زمینه پایش، هشدار به موقع، دقت در صید و تعویض آب استخر آلوده و عمل آوری هماهنگ شده آن باید صورت گیرد به شکلی که نقل و انتقال میگو  یا پساب کارخانه عمل آوری موجب آلودگی نشود. در حقیقت درصد بالایی از میگوی صید شده در مناطق آلوده نابالغ بوده و حاوی مقادیر بسیار زیاد wssv می‌باشند. نقل و انتقال و عمل آوری این میگوها نیازمند رعایت محکم قوانین بیوسکیوریتی می‌باشد.

تصویب و اجرای برنامه‌‌های بیوسکیوریتی

نقص در اجرای بیوسکیوریتی در سطح فارم در تمام مراحل پرورش در بسیاری از کشورهای آسیایی (بویژه در مراکز پرورش میگوی متراکم) دیده می‌شود.

اینها عبارتند از:

-        آماده سازی اولیه ناقص

-        فقدان سالم سازی آب در استخر ذخیره

-        ذخیره سازی پست لاورهای تست نشده

-        وجود کارگرها و لوازم مشترک در استخرها

-        عدم محدودیت در دسترسی

-        فقدان برنامه‌‌های ضد عفونی

خطا در اجرای بیوسکیوریتی پس از شیوع WSD (مثلا دفع ناقص میگوهای مرده یا خارج کردن آب استخر آلوده و عدم رعایت مواردی که قبلا ذکر شد) می‌تواند عوارض منفی برای استخرها و مزارع مجاور به همراه داشته باشد. بنابراین آگاهی پرورش دهندگان از اجرای بیوسکیوریتی در سطح فارم یک اولویت است. روش‌های مدیریتی مناسب و مقرون به صرفه اجرای بیوسکوریتی باید گسترش یافته و معتبر شود. هم اکنون در منطقه جنوب شرق آسیا توجه ویژه‌ای به اجرای روش‌های مدیریتی می‌شود.

نتیجه کاری که در هند و با حمایت MPEDA (هند) و ACIAR (استرالیا) انجام شد، مشخص گردید که می‌توان ضرر ناشی از افت تولید ناشی از WSD را کاهش داده و میزان تولید و سود آوری را در مزارع کوچک با برنامه‌های کنترل بیماری افزایش داد. این‌ها را می‌توان با اجرای موارد زیر بدست آورد:

-        اجرای اصول علمی کنترل بیماری

-        پشتیبانی علمی از پرورش دهندگان جهت اجرای مدیریت صحیح در مزارع خود

-        تشکیل گروه‌های علمی منطقه‌ای جهت بررسی مشکلات پرورشی و پیگیری نشانه‌های بیماری در کل منطقه پرورشی

همکاری مداوم با SUMA (DANIDA) در ویتنام موجب ایجاد چنین یافته‌هایی شد. پرورش دهندگان تشویق به ذخیره سازی پست لارو با گواهی سلامت و wssv منفی شده و اصول بیوسکیوریتی به آنها آموزش داده شد. در مناطقی که بیشتر استخرها یا پست لاروهای آزمایش شده ذخیره سازی شدند، کمتر شیوع WSD را شاهد بودیم ضمنا با ضد عفونی و کلرزنی به استخرهای آلوده از گسترش WSD بین استخرها جلوگیری شد.

نتیجه گیری

میزان اجرای بیوسکیوریتی در سطح فارم که قابل انجام باشد بوسیله ترکیبی از مسایل اقتصادی (مقرون به صرفه بودن) و مهمتر از همه خطرات و اهمیت راه‌های مختلف ورود پاتوژن به مزرعه  یا استخر تعیین می‌شود. برنامه‌های بیوسکیوریتی در سطح فارم باید جامع، مقرون به صرفه و قابل انجام، از مرحله انتخاب سایت تا صید محصول باشد.

از یافته‌های اپیدمیولوژیکی باید استفاده کرد تا بتوان تصمیم آگاهانه گرفت. بعلاوه رعایت و اجرای اصول بیوسکیوریتی پس از شیوع می‌تواند از گسترش بیماری ممانعت کند. اجرای قوانین بیوسکیوریتی در سطح فارم در سایت‌های پاپلوت در هند و ویتنام منجر به کاهش شیوع WSD شد.

جهت اجرای  موثر اصول  بیوسکیوریتی باید شرایط پرورش دهنده و منافع اقتصادی او را درک نمود. گسترش این ایده در سطح یک منطقه نیاز به انرژی بیشتری دارد. با تشکیل گروه‌های امدادی محلی از خود پرورش دهندگان می‌توان در جهت رسیدن به این هدف گام برداشت.

ترجمه: دکتر منوچهر کاظم عرب

عضو بخش‌های علمی و تحقیق و توسعه گروه دارویی کیمیافام

Ref:

MOHAN C.V et al: farm level biosecurity and white spot disease of shrimp. Aquaclture international nov 2005 pages 16-20

1917 بازدید

  نظر خود را درباره این مطلب بنویسید